ناگفتنی
حرفهایی برای نگفتن
فقط کسی میتونه مفهوم دلتنگی رو درک کنه که طعم دلبستگی رو چشیده باشه٬ هیچ وقت نباید به اجبار خندید گاهی باید در نهایت آرامش گریست٬ همیشه سکوت طولانی آغازی است برای فریادی بلند٬ ای دوست: تا میتوانی بار ذهنیت را قوی کن ولی شانه هایت را نیز آنقدر قوی کن که بتواند تحملش کند. نمی گذارد درست فکر کنم ای کاش مشکل زندگی فقط عشق بود اما افسوس که ما در مایحتاج ابتدایی سفر خود مانده ایم ... ولی اگه اینو نگم تو دلم میمونه آری این شب ها نیز می گذرد و باز من می مانم و یک کوله بار خاطرات تلخ و آهی سرد از نهان... عشقی سرد و خاموش خاطرات تلخ در ذهنم مرور می شود و در دلم دفن می شود... خداحافظ همین دو کلمه کافیه ولی... از در و دیوار نامردی میباره دیگه هیچی بوی عشق نمیده مگه میشه توی این هوا نوشت من نمیتونم. ای باران بیا و با چک چک خود این سکوت لحظات یخ زده من را بشکن بیا که زیر سایه تو زیر محبت تو زیر آب دیده تو زیر عشق تو زیر باران دمی راه بروم بیا و مرا غسلی ابدی ده غرشی کن به مردم بفهمان که هنوز عشق محبت دوستی باقی مانده است ای باران تو می روی و باز من می مانم و یک کوله بار غم و تنهایی اگر به معشوق رسیدی تنگی دل مرا برایش بازگو کن و بگو این غم خانه سالهاست که انتظار را سر لوحه کارهای خود کرده بیا و عشق را سر لوحه کن و.... حرفهایی درون سینه دارم که هیچکس را یارای شنیدن آن نیست حتی خود نیز از گفتن آن عاجزم تا به امروز اینقدر دو دل نبودم از روابط بین انسانها که بوی منیت می دهد بوی خودخواهی و هوس می دهد بیزارم همیشه در زندگی سعی کرده ام که کینه و تنفر انسانی را ....
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |

